بالاخره دور دوم انتخابات مجلس در كشور برگزار شد و ما همچنان به اميد اتفاقي تازه چشم در راه روزنة اميدي هستيم تا شايد اصلاحطلبان بر خلاف مجلس هفتم اقليتي قدرتمند را تشكيل دهند. به نظرم دو مطلب مهم در اين بين بسيار ارزشمند است:
اول اينكه، تشكيل اين اقليت (هر چقدر هم قدرتمند!!!) به چه اندازه ميتواند در برابر تسلط اكثريت مجلس مقاومت كند. در حالي كه همه ما تجربة اكثريت داشتن همين اقليت را در مجلس ششم ديديم. برآيند تجربه به دست آمده اما چه بود، جز سر برآوردن مجلس هفتم .... .
دوم اينكه، توجه به اين نكتة مهم است كه سطح خواستههاي طرفداران اطلاحات (با گروه سياسي اطلاح طلبان اشتباه نشود لطفاً!!!) در اين كشور تا چه حد تقليل يافته است. در دوران مجلس ششم آنچه دغدغه اصلي به شمار ميرفت، تحميل اصلاحات اساسي در ساختار و بدنة حاكميتي اين كشور بود ولي آنچه كه امروز شاهد آن هستيم ، تنها تشكيل مجلسي با اقليتي قدرتمند (با همراهي برخي ديگر از اصولگرايان) است كه قادر به جلوگيري از يكه تازيهاي دولت كريمة جناب احمدينژاد، باشد. اتفاق ميموني كه همه ما به نوعي بيصبرانه انتظار آنرا ميكشيم.
به نظر نميرسد چنين مجلسي، چنانچه صحبت از مسائلي همچون حقوق بشر در ايران، آزادي بيان، مطبوعات، مشكلات روابط خارجي و مسائل فعاليتهاي هستهاي و موضوعاتي از اين قبيل به ميان آيد، ترديدي در ادامه راه دولتيان به خود راه بدهد.
املايي كه هنوز به «فعلِ» پاياني نرسيده معلم فرياد «نقطه سر خط» را سر ميدهد و ما همه نقطه ميگذاريم و در ابتداي خط دوباره جملهاي را شروع ميكنيم كه ميدانيم به فعل ختم نخواهد شد.
