در نهايت سرنوشت فوتبال اين مملكت مشخص شد. پيروزي قهرمان شد. به طرفدارانش تبريك عرض ميكنم.
عليرغم اينكه طرفدار اين تيم نيستم ولي بسيار از قهرمان شدنش خوشحالم.
متاسفانه فوتبال اين كشور سالهاي سال است كه به صورت كاملاً هياتي پيش ميرود. قهرمان اين ليگ زماني مشخص ميشد كه علي پروينها، حجازيها و يا پورحيدريها مربي تيمي همچون استقلال و پيروزي ميشدند (البته در اين بين استثناهايي هم وجود دارد) ولي كل سيستم به همان عهد و پيمان قبلي خود پايبند بود. اگرچه به هيچ عنوان نسبت به پيشرفت فوتبال اين سرزمين همچون اقتصاد، سياست و فرهنگ آن خوشبين نيستم، ولي آنچه كه حداقل در مورد فوتبال ميتوان اذعان داشت اين است كه در سالهاي اخير ديگر سيستم هياتي (علي اصغري) در مديريت تيمي پاسخگو نيست. فوتبال كنوني ايران بسيار متاثر از تفكرات جديد (مدرن) است. كافي است روند قهرماني تيمهايي همچون پاس، استقلال، سپاهان، سايپا و پيروزي را در چند سال اخير بازبيني كنيم.
- قهرماني پاس با مجيد جلالي
- قهرماني استقلال با امير قلعهنوعي
- قهرماني سپاهان با بگوويچ
- قهرماني سايپا با علي دايي و نهايتاً
- قهرماني پرسپوليس با افشين خان قطبي
نگاهي به اسامي اين مربيان نشان ميدهد كه رگ و ريشههايي از تفكر جديد (برخي از آنها مدرن) در مديريت فوتبال و پس زدن سيستم مديريت هياتي با سردمداري علي پروين و حجازي (كه اثرات آنرا ميتوان در طرفداري بيدليل و كاملاً متعصبانة برخي از هواداران در ورزشگاهها ملاحظه كرد) رسوخ كرده و ديگر جايي براي فيروز كريميها، پيروانيها و مربياني از اين قبيل در فوتبال امروز ايران وجود ندارد. اشتباه بزرگي كه جناب آقاي فتحالله زاده در فصل اخير مرتكب شد و تاوان آنرا پس داد و امروز عليرغم ميل باطنياش مجبور به بهكارگيري دوبارة قلعهنوعي در اين تيم شده است.
اي كاش كه مديريت ما در حوزههاي اقتصاد، سياست و فرهنگ نيز قادر بود در برابر تفكرات مدرن اندكي كرنش ميكرد!
اي كاش سيستم مديريت اقتصاد، سياست و فرهنگ اين جامعه برنامهاي تلويزيوني به نام 90 داشت!
و اي كاش كه داوران سيستم مديريتي ما قاعدة بازي را به خوبي بلد بودند، چراكه اگر آنرا فراموش ميكردند و يا به هر دليل اجرا نميكردند، به راحتي بازخواست ميشدند!
